پروفایل نویسنده

آرشیو مطالب

کلیه مطالب این وبلاگ

طراح قالب : آی تم



دیـگر کـمتَـر اَشک مـی ریزَم ... دارَم بُـزرگ می شَـوَم یا سَـنگ ؟! نِـمیـدانَم ! ...

منـــ بریدمــ از اینــ حسّیــ که حسّــ میکنمــ حسّـِــ تنهاییهـِـــ.....

سه شنبه 1391/11/03 3:26 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


لبخند این روزهای من!

همدم این شب های من!

تو یعنی من!

و این یعنی عاشقانه ترین شعر تاریخ!

همین!

 

P.S: بعد از مدت ها برگشتم !

 

سه شنبه 1393/04/17 3:29 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


کاغذ مچاله های کف اتاق نوید خوبی نیست برای من،

دستم به نوشتن نمیرود،

شاید نوشته ها با قلبم قهر کرده اند و شاید قلبم با نوشته ها قهر،نمیدانم...

هرروز بیش از پیش گیج میشوم،

سردرگمی لحظه ای رهایم نمیکند،

مگس اتاق از بس نگاهش کرده ام،معشوقم شده است،

از بغض های همیشگی متنفر شده ام،از اشک هایی که نمی آیند بیشتر...

از غرور ترسویم بیزارم که نمیدانم چرا در این برهوت تنهایم گذاشته،

قلبی را که تمنای گدایی میکند نمیخواهم،

من خودم را میخواهم،دلم بیش از دیروز برای خودم تنگ شده....!

سه شنبه 1392/09/19 2:40 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


یه وقتایی هس که میخوای نباشه ، نبینیش

همون وقتاس که خدا شیطنتش گل میکنه

میارتش،میبینیش،حسش میکنی

همون وقتاس که از درون میسوزی

مینویسی فقط برای اون

هیچ صدایی نمیشنوی جز صدای اون

اما همین وقتاس که اون میخونه نه برای تو

میشنوه الا تو

لعنتی یه بار هم که شده بخون،بشنو،

اما فقط برای "من"

چهارشنبه 1392/06/27 4:26 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دیگر نه گریه میکنم نه میخندم

مغرور نشده ام ،

اما...

به پهنای تمام دلتنگی هایم ساکت شده ام

دلم کمی پاییز میخواهد،کمی مهر

غروب های پاییز دلتنگی را خوب میفهمند....

یکشنبه 1392/05/27 1:50 AM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دلم نه عشق میخواهد نه سر پناه

خدایا این دل من مــرگـــــــــ میخواهد

دلم از این خنده های تو خالی

اشک های همیشگی خسته است

دل من به سکانس اخر نمیرسد

نه این که نخواهد برسد نه

دیگر دلی نیس ،

حتی خرده شکسته هایش راهم پس ندادند

به نویسنده زندگی ام بگوید:

نتوانست ، کم آورد....

شنبه 1392/05/12 11:25 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


رقص اشک های من

نه شعر میخواهد نه ترانه

مرور خاطــــــراتــــــ

غوغا به پا میکند....

دوشنبه 1392/04/31 3:14 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


دل من تاب ندارد بیا

خسته از این همه تندباد بیا

گرچه مستم به صدایت ولی باز بیا

من غریبم در این شهر تو بامن بیا

ساعتم مرد در این ثانیه ها سریع تر بیا

عطر خوبت پرید از تن من تو ای یار بیا

عقل و هوش نیس بسی در سر من تو ای عشق بیا...

دوشنبه 1392/04/24 10:38 AM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


به سلامتی رفیقی که از پشت خنجر خورد؛ برگشت و گفت بیخیال رفیق،میدونم نشناختی....

******

دلم گرفته یه اندازه تموم دروغ هایی که شنیدم و دم نزدم

اون روزی که خدا داشت رفیق میداد به مردم

نمیدونم کجا بودم

اما هرجا بودم خدا حتی تو این دنیای مجازیش هم هیچ سهمی تو رفاقت برام نذاشت....

میرم نه برای گشتن دنبال سهمم نه،

میرم کنار بیام با همه ی نامردیی که سهم من توی این دنیا شده...

میبینی رفیق؟به جایی رسیدم که وب تعطیله و فیسبوک دی اکتیو و این نتیجه محبت زیاده توئه به من...:|

جمعه 1392/04/21 3:5 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


در امتداد این شهر

چراغی نیست که تاصبح

برای من روشن بماند

تمام سهم من از این تاریکی ها 

فرداها نصیب تو خواهد شد

و همان فرداها ، در امتداد همین شهر

برای همیشه سفر خواهم کرد

و در میان این تاریکی ها گم خواهم شد

و حسرت نداشتنت را در همین تاریکی ها گم خواهم کرد

شاید نبودنم، نداشتم

دنیایتان را آباد کند

پس محو میشوم در این سیاهی ها

و تو....

در این تاریکی ها دلت که آسمانی شد

ستاره ای که تنها برای توست را خواهی یافت

آن زمان فقط من خواهم ماند و تو و آسمان....

P.S : میدونم نسبت به بقیه متنام یکم طولانی شد اما چون خودم دوسش دارم دوس دارم کامل بخونینش یه جورایی حرف دلِ مثه همیشه....

شنبه 1392/04/15 7:59 PM |- شکوفه -|

_______________ ɪʼᆻ__ɩǫʂţ__ŵɪţʜǫǔţ __ȳǫǔ _________________


Aytem.ir